عکسای اولین 13 بدر آینازی
سلام به دوستای گلم سلام به نفس مامان بابا عزيزم پارسال اين وقتا هم رفتيم سيزده بدر البته شما توي شكم مامان بودي من و شما و باباحسین با مادر جون و خاله پری دایی میثاق و بقیه .....هم با هم رفتیم پارک .کلی خوش گذشت .کلی هم طرفدار پیدا کردی همه میخواستن بغلت کنن فسقل مني ديگه ...
نویسنده :
مامان و بابا جون
7:34
زیباترین لحظه
خداوندا زيبـــاترين لحظه هارا نصيب كســـي كن كه زيبـــاترين لحظه هايش را به خاطـــر بخشيدن زيبـــاترين لحظه ها به ديگـــران از دست ميدهد ...
نویسنده :
مامان و بابا جون
11:42
برای دختر نازم
بــا تَمــامِ مِـداد رَنـگـے هاے دُنیــا بـﮧ هـَـر زَبــانے کـﮧ بـِدانــے یـا نــَــدانے خـالــے اَز هَــر تـَشـبیــﮧ وَ اِسـتــعاره وَ ایـــهـام تَـنهـــا یـــک جـــُـــــملـﮧ بـَــرایـت خـواهـَـــم نــِـوشــت دوسـتَت دارم دختر نازم دنیای منی عروسکم ...
نویسنده :
مامان و بابا جون
11:40
فکرها....
هر فکری . . . انرژی است هر فکری . . . مانند خودش را جذب می کند هر فکری . . . بر سلامتی شما تاثیر می گذارد هر فکری . . . دارای قدرت است هر فکری . . . مهم است هر فکری . . . مغناطیسی است هر فکری . . . واقعی می شود هر فکری . . . خلق می شود هر فکری . . . به شما باز خواهد گشت « پس درست فکر کردن را بیاموزیم » ...
نویسنده :
مامان و بابا جون
11:35
ورود به 8 ماهگی
عزيزم ٧ ماه تموم شد و واسه خودت خانومي شدي . كارايي كه ميكني : توي روروئك حسابي وروجك بازي در مياري خودت دمر ميشي به صورت دنده عقب خودت و روي زمين ميكشي انشا الله شروع چهار دست و پا رفتنه ميشيني تاتي تاتي دست زير بغلت ميگيرم خوشت مياد راه بري خوش خنده هستي و قهقهه ميزني عاشق بازي هستي ديگه همه افراد و شناسايي ميكني و مامان و بابا رو خوب ميشناسي همه اشيا رو به سرعت نور توي هوا ميقاپي سر و صدا در مياري تا دلت بخواد جيغ جيغ كه ديگه نگو گوشمون كر شده دندون در نياوردي اما حسابي شب ها بخاطرش اذيتي و مامان و بابا هم اذيت ميكني ...
نویسنده :
مامان و بابا جون
11:14
مریضی دختر ناز
سلام به دوستای خوبم سلام به دختر گلی مامان چی بگم از این چند وقتی که دختر گلی مامانی مریض احواله 2 روز خوبه روزه بعد سرما خورده نمیدونم چه کار کنم آیناز مامانی الان 2 شبه حال نداره نمیخوابه بیقراره .مامانش تا ساعتای 2 .3 بیدار نگه میداره بعدم من میخوام بخوابم خوابم نمیبره صبحم باید برم سر کار قیافم دیدنی هستش الهی مامان فدات بشه دیشب خونه خاله جون دعوت بودیم توام اصلا حال نداشتی فقط بغل منو بابایی بودی مادر به فدای تو نازنینم انشالا حالت بهتر بشی ...
نویسنده :
مامان و بابا جون
10:50




