آینازآیناز، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

آیناز نفس مامان و بابا

دخترم برگ گلم

دخترم برگ گلم غنچه ی خوش رنگ دلم دست خود را حلقه کن بر گردنم خنده زن بر چشمهای خسته ام عشق تو آواز صبح زندگی ست مهر تو آغاز لطف و بندگی ست سر گذار بر شانه های مادرت بوسه زن بر گونه های زرد من خانه ام سبز از صدای شاد توست مادرت مست از نوازش های توست اشک های سرد خود را پاک کن گرمی قلب مرا با جان خود دمساز کن گوش بسپار به لالای حزین مادرت خوش بخواب دیده من تا سحر ، فانوس گرم و روشن است ...
7 فروردين 1392

مادرانه

عزیز دلم دختر گلم دلم همیشه واست تنگه از اینکه هر روز صبح باید از خواب ناز بیدار بشی بری خونه خاله محدثه و بعد منم برم سر کار از تو شرمنده ام با اینکه روزی ١ بار میام پیشت شیر بخوری بازم دلم همیشه  پیشه توئه . وقتی پیشه خاله محدثه پرستارت هستی خیالم راحته ولی چه کار کنم عزیز مامان فکرو ذکرم تویی (دلنوشته های مامانی سر کار) ...
5 فروردين 1392

پیشرفت جدید آینازی

قند عسل مامان  چقدر روزها زود گذشت و شما الان واسه خودت  خانمی شدی  روي دو تا دستهات بلند ميشي و به جاي اينكه جلو بري دنده قب ميري و ميچرخي وسط اتاق که میزارمت کل اتاق رو 180 درجه میچرخی          ...
27 اسفند 1391

فقط 11 روز مونده به عید نفس مامان

دلت شاد و لبت خندان بماند برایت عمر جاویدان بماند خدارا میدهم سوگند بر عشق هر آن خواهی برایت آن بماند به پایت ثروتی افزون بریزد که چشم دشمنت حیران بماند تنت سالم ، سرایت سبز باشد برایت زندگی آسان بماند تمام فصل سالت عید باشد چراغ خانه ات تابان بماند   ...
27 اسفند 1391

روز پرستار

  شب میلاد دختر زهراست       هر کجا بنگری شعف برپاست       خانه مصطفی شده گلشن       دیده مرتضی شده روشن       مونس و یار مجتبی آمد       حامی شاه کربلا آمد       میلاد نور مبارک   دختر گلم مادر جون پرستار هستش بخش قلب کار میکنه از طرف تو به مامانی تبریک گفتم این عکسم گذاشتم که بدونی مادر جون پرستار بوده   ...
26 اسفند 1391

اولین 4 شنبه سوری

عزیزم ]خرین ٤شنبه سالت مبارک باشه دختر گلم این اولین ٤شنبه سوری هست که تو کنار منو بابایی هستی خیلی خوشحالم که تو رو دارم مامان جون ٤شنبه سوری یک جشن زیبای آریایست که آخرین ٤شنبه سال برگزار میشه و اون واقعا زیبا برگزار میشد جشنش اینجوری هست آتیش روشن میکنیم از روش میپریم شعر : سرخی تو از من زرذی من از تو میگفتن از این کار باعث میشه که سال نو رو با شادی خوشحالی آغاز کنن       ...
26 اسفند 1391